همانا مساجد خدا را کسانی آباد می‌کنند که به خدا و روز قیامت ایمان آورده‌اند. (قرآن کریم - سوره توبه - آیه 8) ----- پیامبر (ص) می فرماید : من بنی لله مسجداً ولو کمفحص قطاه بنی الله له بیتاً فی الجنه: کسی که مسجدی برای خدا بسازد اگر چه به اندازه لانه گنجشکی باشد خداوند خانه ای برایش در بهشت مهیا می کند -------به اطلاع شما عزیزان خیر و متدین می‌رسانیم که جهت ساخت و تکمیل ، مسجد ابوالفضل‌العباس(ع) نوخندان ، نیاز مبرم به کمک‌ها و مساعدت‌های نقدی و غیر‌نقدی عاشقان حضرت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل‌العباس(ع) داریم . لذا از شما مؤمنان و خیّرین عزیز دعوت می شود تا کمر همّت را بسته و در تکمیل این مسجد ما را همیاری کنید تا برای شما صدقه جاریه ای نزد خداوند نوشته شود. این مسجد با همکاری و كمك شما شروع کردیم و ان شاءالله با همّت عالی و کمکهای سخاوتمندانه شما تکمیل خواهد شد. در صورت امکان و برای مساعدت و مشارکت در این امر خداپسندانه شما عزیزان می‌توانید با هیئت امنای مسجد با شماره تماس 09153821519 تماس گرفته و یا به شماره حساب 0104511575005 بانک صادرات کمک‌های نقدی خودتان را واریز نمایید----------اجرکم عندالله ------------ هیئت‌امنای مسجد حضرت ابوالفضل‌العیاس(ع) نوخندان(خراسات‌رضوی)-ا. < گزل وطنم نوخندان
حجاب و تفکر...(دست و پاگیر!!!)

نمی دانم دست یا پا ؛ ولی می گفت گیر است

شاید هم هر دو را می گفت.حالا ماندم کدامشان گیرتر بود ؟

آن چیزی که پایش بود یا این چیزی که سرم بود ؟

به هر حال احساس می کردم که پای او بیشتر گیر است تا دست و پای من .

البته از شما چه پنهان ، چادرم هم گیر هست

چشم های هرزه در تاروپودش گیر می کند…

منبع:http://alisghar-saadatpour.mihanblog.com


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , حجاب , دست و پا گیر, چادر , ,
کمی تامل باید...

هنگام سپيده دم خروس سحري

داني که چرا همي کند نوحه گري!؟

يعني که نمودند در آيينه صبح

کز عمر شبي گذشت و تو بي خبري!

 


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , عمر , سپیده‌دم , بی‌خبری ,
کمی تامل ... اندیشه ...

تفاوت عشق و ازدواج...

یک روز پدر بزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد، کتابی بسیار گرون قیمت  و با ارزش. وقتی به من داد، تاکید کرد که این کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا باید چنین هدیه با ارزشی رو بی هیچ مناسبتی به من بده. من اون کتاب رو گرفتم و یه جایی پنهونش کردم!چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندی ؟ گفتم نه، وقتی ازم پرسید چرا گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندی زد و رفت.


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , عشق , ازدواج ,
ادامه مطلب
تلنگرگونه‌ای بر روح

بالا رفتن سن حتمی است....

امــا

اینکه روح تو پیر شود

بستگی به خودت دارد ... !

زﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻭﺭﻕ ﺑﺰﻥ ...

ﺍﺳﺘﮑﺎﻥ ﭼﺎﯼ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻧﺖ ﺑﻨﻮﺵ ...

ﻣﺒﺎﺩﺍ ! ﻣبادا ...

ﺯﻧﺪﮔـــے ﺭﺍ

ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﮕﺬﺍﺭﯼ

پایان آدمیزاد

نه از دست دادن معشوق است

نه رفتن یار

نه تنهایی...

هیچکدام پایان آدمی نیست!

آدمی آن هنگام تمام میشود که دلش پیر شود


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , سن , حتمی , آدمی,
سخنان قابل تامل و...

چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان میخندیم ، 

چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ میکنیم 

و چه ارزان به اخمی می فروشیم لذّت با هم بودن را ... 

و چه زود دیر می شود و نمی دانیم که شاید فردایی نباشد.


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , ,
دزدی حلال!

یکی از علما چند شب در هیأتی منبر رفت. شب آخر، پاکت چند شبی را که منبر رفته بود از صاحب مجلس گرفت. شخصی جلوی عالم را گرفت و گفت: «حاج آقا! بی‌زحمت یک دعا در گوش من بخوانید». آن عالم دعا را خواند. بعد آن شخص گفت: «آقا! من را حلال کنید». حاج آقا گفت: «حلالت کردم». چند دقیقه بعد آن عالم رفت تا برای خانه‌اش خرید کند. وقتی خواست پول اجناس را به صاحب مغازه بدهد، دست کرد داخل جیبش و دید ای داد بی‌داد! خبری از پول و پاکت نیست. عالم به لهجه ترکی گفت: «ددم وای! حلالش هم کرده‌ام».


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , ,
نکته و تعمق و طنز

 

گفت: حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود که کسی در حال دزدیدن کفش اوست می تواند نماز را بشکند و برود کفشش را بگیرد؛  درست است حاج آقا؟!

شیخ گفت: درست است آقا.
نمازی که در آن حواست به کف
شت است، اصلاً باید شکست!


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , تفکر , نماز , طنز,
اگر به ده سال پیش برمیگشتم

من اگر به ده سال پیش برمیگشتم ...

من اگر به ده سال پیش برمیگشتم کاری میکردم که ده سال بعد افسوس سالهای گذشته خود را نخورم

آری، شاید بهتر زندگی میکردم

عاقلانه ترعاشق میشدم

عاشقانه تر زندگی میکردم

بیشتر یاری می رساندم

اطرافیانم را نگران نمی کردم

نصیحت و مشورت بیشتری می گرفتم

 کمتر اشتباه میکردم

حساب لحظات عمر را بیشتر می داشتم 

لطفا به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , تفکر , پند , اگر به ده سال قبل برمی‌گشتم ,
ادامه مطلب
...

عازم يک سفرم ، سفری دور به جايی نزديک

سفری از خود من تا به خودم

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست

و اميدم به خداوندی اوست …


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , تفکر , سخنان نغز , حکیمانه , ,
چه سود؟!!

 برمزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟

زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید

ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود؟

گر نرفتی خانه اش تا زنده بود

خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟

گر نپرسی حال من تا زنده ام

گریه و زاری و نالیدن چه سود؟

زنده را در زندگی قدرش بدان

ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟

گر نکردی یاد من تا زنده ام

سنگ مرمر روی قبرم وانهادن ها چه سود؟

.

.

.

می رسد روزی که بی هم می شویم

یک به یک از جمع هم کم می شویم

می رسد روزی که ما در خاطرات 

موجب خندیدن و غم می شویم


برچسب‌ها: تلنگر, زندگی , چه سود , سنگ مزار , گریه , پند,
جقدر کوتاه است زندگی...!

چه ساده در میان خنده های دیگران با گریه های خود به دنیا می آییم واذان در گوشمان میخوانند و بعد در میان گریه های دیگران از این دنیا میرویم و نماز برایمان میخوانند و در این میان معمایی میسازم به نام زندگی آن هم چقدر کوتاه

به فاصله اذان تا نماز 


برچسب‌ها: تلنگر, زندگی , کوتاه, معما , اذان , نماز , پند,
حکایتی خواندنی و تامل ...

ماشین اسپرت

مردجوانی آخرین روزهای دانشگاه راسپری میکردوبه زودی فارغ التحصیل می شد.

چندماه بودکه یک اتومبیل اسپرت بسیارزیباچشمش راگرفته بود.ازآنجایی که میدانست پدرش به راحتی قدرت خریدآن ماشین راداردبه اوگفت: داشتن این اتومبیل همه ی آرزوی اوست.

بانزدیک شده روز فارغ التحصیلی مردجوان دائمابه دنبال علایمی حاکی ازخریدماشین بود.

بالاخره درصبح روزفارغ التحصیلی پدراورابه اتاق خودفراخواندوبه اوگفت:که چقدرازداشتن چنین فرزندی به خودمی بالدوچقدراورادوست دارد.سپس هدیه ای راکه بسیارزیباپیچیده بودبه دست اوداد.

مردجوان,کنجکاووالبته بانوعی احساس ناامیدی هدیه راکه یک جلدکتاب چرمی دوست داشتنی بودبازکرد.

بادیدن هدیه مردجوان ازکوره دررفت صدایش رابلندکردوباعصبانیت گفت:بااین همه پولی که داری فقط یک کتاب به من میدهی؟


برچسب‌ها: حکایت , تلنگر , جکمت آموز,
ادامه مطلب
سخنان کوتاه و حکیمانه

چو وا نمی کنی گره ای ، خود گره مباش

 

ابرو گشاده باش ، اگر دستت گشاده نیست
 

 

همه به دیدن دریا میروند وچقدر دلش میگیرد ساحل


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , تفکر , سخنان نغز , حکیمانه , ,
کمی تامل ... اندیشه کن...
پند‌آموز

 

مرحوم آیت الله بهجت(ره) یکی عارفان بزرگ زمان بودند

روزی به ایشان گفتند :

کتابی در زمینه اخلاق معرفی کنید

فرمودند:

لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی :

“خدا می بیند” 

  


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , تفکر , پند , آیت‌الله بهجت رحمت‌الله‌علیه,
پدری که درآورد

دخترک گریه می‌کرد...

پرسیدم اتفاقی افتاده؟!

گفت: "طلبکار اومده بود خونمون. هر چی گریه کردم که یکم دیگه به بابام مهلت بده گفت نه! منم ناراحت شدم و فحشش دادم! اونم گفت پدرتو درمیارم!" بعدش با مامور اومدن بابامو بردن بازداشتگاه  

موهایش را نوازش کردم و گفتم:

نگران نباش خانوم کوچولو،

پدرتو درمیارم !!!


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , تفکر , سخنان نغز , حکیمانه , ,
کاریکلماتور تلنگر گونه!!!

به نام خدایی که عبدِ غیر او شدن اوج ِ ذلت است...

 

چشم‌های مرد صدای گاو و گوسفند می‌داد،

بس که هر روز می‌بردشان چرا  

 

صدای اذون که اومد، گفتم نمازم بمونه برا بعد، فعلا دستم بنده،

خداییش به منم میگن بنده؟!


برچسب‌ها: تلنگر , استغفرالله,
ادامه مطلب
آگهی تسلیت
گلچین جملات و سخنان نغز
مثل چای
14_26.jpg

خود شما وقتي يک چاي تلخ مقابلتان ميگذارند چه ميکنيد؟

با يکي دو حبه قند آن را شيرين ميکنيد و نوشيدنش را بر خود گوارا ميسازيد.

سختي هاي زندگي مثل همان چاي تلخ است و نعمت هاي الهي درست شبيه همان حبه هاي قند و از آنجا که زندگي انسان بي رنج و مرارت نميتواند باشد خداوند توصيه ميکند نعمت هاي مرا به ياد بياوريد.

منبع: شمیم


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , حکمت آموز , چای تلخ , شیزین ,
حرف دلی و ...

 چهار چيزرا در زندگيت نشكن

اعتماد , قول , رابطه و قلب ...

" اينها كه مي شكنندصدا ندارند ولي درد زيادی دارند "

لحظات شادي خدا را ستايش کن، 

لحظات سختي خدا را جستجو کن،  

لحظات آرامش خدا را مناجات کن، 

لحظات دردآور به خدا اعتماد کن،  

ودر تمام لحظات خدا را شکر کن.

jokar آواتار ها jokar آواتار ها


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , نکات آموزنده,
یادم باشد که...
یادم باشد...
 
 

یادم باشد از بعضی چیزها نمی‌شود کپی گرفت؛ پس قدرشان را بدانم.

لطفا به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , نکات آموزنده , یادم باشد,
ادامه مطلب
عکس نوشته (خطاطی) تلنگر
داستان كوتاه حکایت آن درخت

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت:


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , نکات آموزنده, عابد , ابلیس , شیطان , داستان,
ادامه مطلب
آسوده خاطرم ز بهار و خزان خویش

می‎گفتند: زن و مرد مثل لباس برای یکدیگرند. باید عیب همدیگر را بپوشانند.
می‎گفتند: هوای همسرت را در همه لحظه‎ها داشته باش؛ خصوصا در مواقع ناراحتی و خستگی.
می‎گفتند: دختر با لباس سفید به خانه شوهر می‎رود، با لباس سفید بر می‎گردد.
می‎گفتند: زن و شوهر مایه آرامش همديگرند. باید نهایت تلاششان را بکنند که زندگی در آرامش بگذرد.

 
میگویند: ... لطفا در ادامه مطلب بخوانید

برچسب‌ها: تلنگر , عکس , قدیما , صفا , زندگی , مهربانی, آسوده خاطر , خزان,
ادامه مطلب
تلنگر و تفکر در ...

ماهی گاه خام شده و به ساحل آمده و کرمکی معلق را در آب می بیند و با چه ولع و حرص و شتابی به سمت آن هجوم می آورد و دهان را گشوده تا آن را طعمۀ خود سازد غافل از آنکه در دل این کرم، قلابی تمیز جای گرفته که جانش را خواهد گرفت، چون همینکه نیش قلاب را می چشد شست صیاد خبردار شده و او را بالا می کشد و همینکه از دریا بی اختیار بیرون می زند به تب و تاب افتاده و چه لرزه ای به اندامش افکنده می شود و تازه می فهمد که چه داده و چه برداشته است. آری، دریا را با همه عظمت و وسعت داد و کرمکی کوچک برداشت!  و سزای او جیزی جز در دل آتش نشستن و کباب شدن نخواهد بود.  و خدا همان دریاست. اما بیاییم ما آن ماهی نباشیم و این دریای بی انتها و بیکرانه را به هوای چیزهای ناچیز نبازیم وگرنه دل آتش نشیمنگاه ما خواهد بود.

« آب حیات با خداست و دیگران جز آتش چیزی با خود ندارند. »

منبع :سایت ارزشی اسک دین


برچسب‌ها: تلنگر , ,
تامل ...

می گفت خوش به حال مسافر کشان میدان آزادی

که آزادانه فریاد می زنند :آزادی ... آزادی ... آزادی ...

و عابران خسته می پرسند : آزادی چند ؟

و من عابری را دیدم که از راننده سؤال می کرد : آزادی کجاست ؟

راننده گفت : رد کردی ، آزادی قبل انقلاب بود ...

گفتم : از غرب که به آزادی نگاه کنی ، آزادی قبل از انقلاب است ،

اما اگر از میدان امام حسین علیه السلام به آزادی نگاه کنی ،

آزادی درست میفتد بعد از انقلاب


پــــس بنـــگـــر کــــدام ســــو ایســــتاده ای ...


برچسب‌ها: تلنگر , آزادی , انقلاب , غرب,
صفای دل و...

خدایا کوه مشکلات که رو سر میریزه باز تو رو یادم میره و یادم میره که دوستم داری.، بیش از هرکسی حتی خودم. یادم میره تو از همه دورو بریام که امید بیخودی بهشون داشتم با من مهربونتری. منو ببخش.
اگه حکمت سرنوشتی که برام رقم زدی رو نمیفهمم لااقل صبرش رو بهم بده.
منو همیشه عاشق خودت نگه دار بیشتر از قبل.
ای مهربانترین یار


برچسب‌ها: تلنگر , خدا ,
جدا شدن دست مرد از زن در كنار كعبه الهى

 امام جعفر صادق (ع) حكايت فرمايد: روزى در مراسم حجّ و طواف كعبه الهى، زنى چون ديگر مسلمان ها مشغول طواف كردن بود، در حالتى كه دستش از آستين عبايش بيرون و نمايان بود، كه ناگاه مرد بوالهوسى - كه او نيز مشغول طواف كعبه الهى بود - چشمش به آن زن افتاد و ديد كه دستش نمايان است، نزديك او آمد و دست خود را بر روى مُچ دست زن كشيد.
در اين لحظه به قدرت خداوند متعال دست مرد - هوس باز - به دست آن زن - بى مبالات - چسبيده شد؛ و هر چه تلاش كردند نتوانستند دست خود را از يكديگر جدا سازند.
افرادى كه در حال طواف بودند، اطراف اين زن و مرد جمع شدند و هركس به نوعى فعاليّت كرد تا شايد دست هاى اين دو نفر را از يكديگر جدا كنند، ولى سودى نبخشيد؛ و در اثر ازدحام جمعّت ، طواف قطع گرديد.
و بعد از آن كه نااميد گشتند، فقهاء و قضات آمدند و هر يك به شكلى نظريّه اى صادر كرد:
بعضى گفتند: بايد دست زن قطع شود؛ چون دستش را ظاهر گردانيده و سبب فساد و گناه شده است و برخى گفتند: بلكه مرد مقصّر است؛ و بايد دست او قطع گردد.

لطفا به ادامه مطلب بروید


برچسب‌ها: تلنگر , داستان , حکایت های مذهبی ,
ادامه مطلب
عکس نوشته های قابل تامل و تفکر
تلنگر ( قابل تامل )
تلنگرگونه ای ( قابل تامل )

نامت چه بود ؟آدم

فرزند؟ مرا نه مادری نه پدری،بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟ بهشت پاک

اینک محل سکونت ؟ زمین خاک

قدت؟ روزی چنان بلن که همسایه ی خدا اینک به قدر سایه ی بختم به روی خاک

اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک،قابیل خشمناک،هابیل زیر خاک

 

بقیه لطفا در ادامه مطلب


برچسب‌ها: تلنگر , تامل , دادگاه , آدم , حوا , بهشت,
ادامه مطلب
گاهی گمان نمیکنی و...

 

گاهی گمان نمیکنی ومیشود

 گاهی نمیشود که نمیشود

 گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

 گاهی ناگفته قرعه به نام تو میشود

 گاهی گدای گدائی وبخت با تو نیست

 گاهی تمام شهر گدای تو میشود...

 


برچسب‌ها: تلنگر , جملات کوتاه , نکات مفید , زندگی,
فتوکل علی الله

بيائيد اعتماد کنيم قطعا زيان نمي بينيم

آتشي نمى سوزاند ابراهيم را

و دريايى غرق نمي کند موسى را

کودکي، مادرش او را به دست موجهاى نيل مي سپارد

تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند

سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد

مکر زليخا زندانيش مي کند

اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند

از اين قِصَص قرآنى هنوز هم نياموختي ؟!که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشندو خدا نخواهد نمي تواننداو يگانه تکيه گاه من و توست !    

پس به تدبيرش اعتماد کن

به حکمتش دل بسپار

به او توکل کن


برچسب‌ها: تلنگر , عکس , دنیای زیبا, یادم باشد,
همسر یعنی... (+موسیقی)

 

لطفا برای گوش دادن به موسیقی تا لود کامل صبر کنید.


برچسب‌ها: تلنگر, نکته های ناب, دل نوشته, همسر , موسیقی,
میز کار رزمنده سایبری/عکس
اگر...

اگر افسردگی دارید، در حال زندگی در گذشته هستید. 

 اگر اضطراب دارید، در حال زندگی در آینده هستید.

 اگر آرامش دارید درحال زندگی در زمان حال هستید


برچسب‌ها: تلنگر, نکته های ناب, دل نوشته,
پروردگارا...

  فریاد شادمانی

پروردگارا ! 

امروز در هیاهوی کودکانی 

که با شادمانی 

در حیاط مدرسه فریاد می کشیدند 

قلبم پر از شور و شعف شد 

و دریافتم 

برای زیبا زیستن 

باید چون کودکان زیست 

خدای خوب و مهربان !

از تو می خواهم 

در میان دشواری ها 

انگاه که سینه ام 

در میان غم و اندوه 

فشرده می شود 

به من دیدگاهی کودکانه ببخشی 

به گونه ای که بتوانم 

در هجوم ناملایمات نیز 

کودکانه بیندیشم و به سادگی

فریاد شادمانی سر دهم


برچسب‌ها: تلنگر , نکته , ,
تلنگر بر...


برچسب‌ها: تلنگر , نکته , ,
زیباترین دعا

دعای مکارم الاخلاق (زیباترین دعا)

خدایا بر محمد و آلش رحمت فرست، و ایمان مرا به كاملترین مراتب ایمان برسان، و یقینم را فاضلترین درجات یقین ساز، و نیتم را به بهترین نیتها و عملم رابه بهترین اعمال ترفیع ده.

 

خدایا به لطف خود نیتم را كامل و خالص ساز. و یقینم راثابت و پا برجاى دار و به قدرت خود آنچه را كه از من تباه شده اصلاح فرماى.

 

خداوندا بر محمد و آلش رحمت فرست و مهماتم را كه باعث دل مشغولى من است، كفایت كن و مرا به كارى كه فردا از آن مورد سؤال قرار مى‏دهى بگمار، و روزگارم را در آنچه براى آنم آفریده‏اى مصروف دار و از غیر خود بى‏نیاز ساز و روزیت را بر من بگستر و به نگاه كردن به حسرت در مال و منال و جاه و جلال توانگرانم دچار مكن و عزیزم گردان و گرفتار كبرم مساز و بر بندگى خود رامم كن و عبادتم را به سبب خود پسندى تباه منماى. و خیر را براى مردم به دستم روان كن. و كار نیكم را به منت نهادن باطل مگردان و اخلاق عالیه را به من مرحمت فرماى. و مرا از تفاخر و مباهات نگاهدار.


برچسب‌ها: تلنگر , نکته , صحیفه ی سجادیه, دعای زیبا,
ادامه مطلب

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 190 صفحه بعد

طراحی پوسته از : ایران نقش (طراحی قالب وبلاگهای پارسی)
تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به گزل وطنم نوخندان مي باشد.

div class=CenterSid